محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6195

تاريخ الطبرى ( فارسي )

جوالها مىبردند و سرهايشان را از آن بيرون نهاده بودند تا به سامرا رسيدند ، تركان به دهانهء اسنانه رفتند و خواستند آن را ببندند كه آب فرات را از بغداد ببرند ، يكى را فرستادند و مالى به وى دادند براى خريد ابزار سدبندى و طنابهاى ضخيم و چوبهاى بلند ، وقتى اين چيزها را مىخريد متوجه او شدند ( 321 و وى را از آن پس كه عامه دشنامش داده بودند و زده بودندش چندان كه نزديك مرگ بود به خانه ابن طاهر بردند كه از كار وى پرسش كردند كه راست گفت و او را به زندان بردند . و چنان بود كه ابن طاهر نايب ابو الساج را كه عامل راه مكه بود به قصر ابن - هبيره فرستاد و پانصد كس از سواران شاكرى را كه با وى آمده بودند به دو پيوست كه هفت روز رفته از جمادى الاولى با همراهان خويش برفت و هم ابو دلف ، هاشم بن قاسم ، را با يكصد پياده و سوار سوى سيبين فرستاد كه آنجا بماند . حسين سوى انبار رفت ، به دو نوشت كه به سپاه حسين پيوسته شود تا همراه وى سوى انبار شود . در بغداد ياران حسين و مزاحم بن خاقان را بانگ زدند كه به سرداران خويش پيوسته شوند . خالد بن عمران برفت تا در دمم فرود آمد . مىخواست بر نهر انق پلى بزند كه يارانش بر آن بگذرند ، اما تركان مانع وى شدند ، جمعى از پيادگان به طرف آنها عبور كردند و از آنجا پسشان راندند كه خالد پل را بست و وى و يارانش بر آن گذشتند . حسين سوى دمم رفت و بيرون آن اردو زد و يك روز در اردوگاه خويش بماند . پيشتازان ترك از سمت نهر انق و نهر رفيل ، بالاى دهكدهء دمم ، به دو رسيدند . حسين و يارانش به يك سوى نهر صف بستند و تركان كه يك هزار كس بودند بر سوى ديگر ، و به يك ديگر تيراندازى كردند كه تنى چند از ميانه زخمى شدند ، پس از آن تركان سوى انبار رفتند . نجوبه كه در قصر ابن هبيره مقيم بود با همه كسانى كه همراه وى بودند ، از بدويان و ديگران ، به حسين پيوست .